می گن از کارتونهای خیلی سیاسی اون سمت آبی هاست که حتی برنده شدن ترامپ را پیش بینی کرده بود!
بعد تو تلویزیون فارسی زبان یک کلیپ دیدم، یک کشاورز پیرمرد که تو شلوغی بازدید فلان وزیر، رفته بود جلوش و حرف می زد
لهجه داشت، یکی دو جمله از گرانی گفت. بعد یکی دو بیت از شعری که می گه
این چه شوری است که در دور قمر می بینم
همه آفاق پر از فتنه و شر می بینم...
با سواد خودش، شاید حتی غلط هم خوند منتهی، دو چیز این بزرگمرد به چشمم بزرگ اومد
اول اینکه مودب بود. به راحتی می تونست بجای اون دو بیت، این یکی بیت را بخونه، یا اینو هم بخونه، و طبعا خیلی بیشتر فیت کار جناب وزیر و کابینه و بالاتری و پایین تری ها بود:
اسب تازی شده مجروح به زیر پالان
طوق زرین همه بر گردن خر می بینم!
منتهی، این آدم امّی، اینقدر شعورش رسید که توهین نکنه به طرف. که مساله را شخصی نکنه. که بفهمه با یک شخص حقوقی داره حرف می زنه نه با شخص مشخص جناب وزیر. این را این پیرمرد عامی و امّی می دونست
حرکت دوم که قشنگتر بود این بود که حرفشو که زد، پشتشو کرد و رفت!
این حرکتی است که ولی نعمت به خدمه و خادم داره! خاک تو سر تمام جوونترها که تا کمر دولا می شن برای حاکمین ولو دون پایه! مراسم استقبال از رئیس جمهور ها و بالاتری ها و پایین تری ها را همه می بینیم عین گااااااااااااااو، دنبال ماشین طرف یورتمه می رند...
این پیرمرد قشنگ از موضع بالا با وزیر احمق گردن کلفت کت و شلواری حرف زد! درست همونجور که با اولاد ناخلفی ممکنه حرف بزنی. مشخص بود کی بالاتر است. پیرمرد پشتشو کرد، گفت خودتون می دونید و مملکتتون! یعنی دست شستم از اصلاح شما! امیدی نیست بهتون...