چندنفر از رفقا پیام دادند که ایکاش آدرس وب را عوض می کردم بلکه معدود نفراتی که شعور خانوادگی خودشونو میان و بروز می دن، نباشند که دیگران اذیت نشن.

عرض کنم که، نه. لزومی نمی بینم. می گفت من آنم که من دانم! اینه که هرکی هرچی گفت، ذهن خراب خودشو توصیف کرده و چرا من باید از تصویر ذهنی شما بترسم یا فرار کنم؟

نوشته بود که یک بابایی بصورت ناشناس برای بعضی سرشناسهای شهر تلگرام می ده که، فرار کن، همه چیز را فهمیدند!

فرداش گویا یک عده زیادی از شهر گریخته بوده اند!

یا خودمون می گیم ندزد و نترس! چرا باید فرار کنم از پارس سگی؟؟

همه چیز موافق و مخالف داره! دیگه کار ما از کار خدا مگه بالاتر است؟ حضرت آدم را که درست کرد یک عالمه تحسین کردند، یک بابایی به اسم ابلیس هم عارض شد به خدا! مخالفت کرد!

فکر کن! 

خدا یک کاری کرده،

یکی مخالف در اومده باهاش!

تازه شاخ شونه هم برای خدا کشیده که من اینو گمراه می کنم و الخ!

حالا کی بوده، بالاترین مقام را داشته! فکر کنید آخوند ملائک بوده، براشون کلاس می ذاشته نحوه طهارت و احکام نجاست را مثلا می گفته که ییهو بهشت خدا با به گند نکشند!

من چه می دونم چی می گفته ولی این هست که شیطان خیلی کارش درست بوده. مقرّب بوده! 

حالا خدا یک کاری می کنه، اون ملک پیزوریه هم نه ها، یک ملک مقرّب، میاد شاکی می شه خط و نشون می کشه خدا را تخطئه می کنه!

یا حضرت پیغمبر را نقل کرده اند  که عرب جاهل خاکروبه از بام می ریخته رو سرش، وقتی از کوچه گذر می کرد! فرقی کرد به حال ایشون؟ سیره نبوی که می گن همینه! فقط که به مطامع آخوندی نیست که. می گه اونقدر بزرگ باش که این بادهای کوچک نتونند تکونت بدن حتی.

تو فرهنگ خودمونم می شه دید! شاعر می گه

سنگ بد گوهر اگر کاسه زرین بشکست

قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود!

(تازه دقت کنید که کاسه زرین، شکستن تو کارش نیست! شیشه که نیست! فلز است! یعنی به هیچ روی نمی شه ارزشش را کم کرد)

خلاصه که، هرچندبرای من ساده تر است دکمه حذف را بزنم اما، یک گاهی هم تایید می کنم که طرف خجالت بکشه خودش. و تایید می کنم که بدونید همه جور انسان نمایی وب میاد، اینه که وقتی جواب بعضی ها را نمی دم یا عمومی نمی دم یا می گم آدرس وبلاگتونو بدید تا جواب بدم یا آدرس کسی را که دارم و می تونم بدم به شما، نمی ذارم کف وب، بخاطر وجود همچین نکبت هایی است.

منتهی، خب چه کنم که بعضی از شما هم، فهم و شعورتون اگه نگم کم است، لااقل شناختتون از من کم است و خودتون سعی می کنید بیخ ماجرا را بگیرید، که اعتراضی هم نیست. بگیرید تا بمیرید! حالا فکر کردید من ایییییییییییینهمه شماره که تو گوشی ام دارم و اونهمه آدرس که تو ایمیلم از خواننده های همین وب دارم، اینها همه را به سیخ زدم؟ براشون پرونده درست کردم؟ شکمشونو بالا آوردم؟ 

نه جانم. با اینحال، صلاح مملکت خویش، خسروان می دانستند، قبلا،

الان که دیگه خسران از خر هم خر تر شده اند!

صلوات.