تشکم رو از تو کمد آوردم بیرون که یکم گرم بشه تا موقع خواب

اینجا، هیچ برنامه ای نیست که آدم رو تا نصفه شب بیدار نگه داره

بخصوص که شام هم سر شب و همچین بیخ اذان مغرب سرو می شه و دیگه واقعا آدم هیچکار نداره واسه کردن!

تشک را که می آوردم بیرون یادم اومد چند سال قبل پنبه هاشو بیرون آوردند که بدن حلّاج بزنه و از فشردگی اش کم بشه

تو خونه ما تا قبل اون تاریخ تشکها همه دو نفره بود. عرض دو نفره اما طولشون خدایی کم بود. انگار برای همین دختربچه های صد و شصت سانتی درست کرده باشند. من پاهام آویزون می شد ازشون همیشه.

خلاصه با شروع برنامه بهسازی، سفارش دادم که پنبه خور تشک را کم عرض کنند، قدّ یک تشک یک نفره. به طبع ضخامت تشک زیاد شد.

تشک یک نفره !

ازهمون روزگار هم کائنات رفت سمت اینکه ما کلا یک نفره بریم تو تخت!

بده ها!

خونه هم تخت دو نفره ندارم. همه جا فرادی !