آب و ، هوا!
آلودگی به مرز هشدار رسید.
چشم چشم رو نمی بینه
حوالی ظهر، ییهو باطری ام خالی شد. کلا، انرژی نداشتم دیگه
یکم خوابیدم،
خواب عمیق!
نشد، مراجعه کننده اومد
دیگه زودتر از هر روز پا شدم اومدم خونه
تا امروز، کولر روشن نمی کردم. شاید گاهی در حد پنچ دقیقه. دوست داشتم گرما رو
امروز اما، حس خفگی می ده به آدم این هوا
باید موند تو خونه
یکم کار دارم تو بازار که فراختم می شه برم دنبالش.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۵ ساعت 16:37 توسط آرش
|