از اتفاقات خیلی ناخوش آیندی که تا حالا رخ نداده اما با رخ دادنش خیلی هم فاصله وجود نداشته، اینه که آدمها رو توی تلگرام، با هم اشتباه می گیرم!

نمی دونم چرا، اصلا تشابه اسمی هم حتی نیست، ولی ییهو می بینی به هوای اینکه دارم با فلان کس صحبت می کنم، مشغول برقراری ارتباط با بهمان کس ام!

و خوب چون سطح ارتباط و جنس ارتباط و شکل ارتباط و هدف ارتباط و محصول ارتباط هم با هر کسی یک مدلی هست، هر آینه ممکنه فاجعه بار بیاد! منتهی،

راهکاری ندارم برای جلوگیری از فاجعه.

فقط خدا کمک کنه، مثل تا همین الان!

 

نگفتم براتون، اگه همّت کنم می خوام سه شنبه از ساعت سه تا شش عصر برم کوه!

با یک گروه از بر و بچ غریبه که حرفه ای هم کار می کنند و کوه می رند و الخ. منتهی، باید ببینم برنامه ام چطوری می شه سه شنبه، می تونم برم یا نه. یکم از راههای غیر متعارف می رند، خوف می کنم. بعدشم دیگه هرکی هر ارتباطی می خواسته برقرار کرده تو گروه، عایداتی نداره جز ورزش. با اینهمه، دوست دارم انجامش بدم. امروز شش صبح بچه های شرکت رفتند کوه، من نرفتم ولی. کار داشتم اینها هم تا قبل ازده بر نمی گشتند رو زمین.