قرار بود همچین شبی من پاشم برم خونه فهیمه اینها،

از پیتزایی زیر خونه شون پیتزا بخره،

یکی برای من، دو تا دو نفره هم خودشان

بزنیم بر بدن.

بعد من پیشنهاد دادم که پيژامه ببرم و شب بمونم اونجا، منتهی،

دیدم می خواد بهم تجاوز کنه انگار، گفتم نمی خوام! همون می خورم و میام!

حالا خلاصه منتظرم ببینم چی می شه.