دیشب لا به لای پختن شام و خوردن آن، 

بین  مراجعه کننده های ساختمان

با رفیق جدیدمون هم گپی زدیم

بهم گفت ورزش کن، چاقتر بشی جذاب می شه

و گفت زندگی ات را عوض کن

و گفت، به زن، ضعیفه نگو، تا فرار نکند

و گفت، گل بده، مغز زن آماده تسلیم می شود

و ترجیع بند همه اینها، از طرف من،  این که 

ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش

بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش!