خانه در خورد پیل دمان!
پیرو پست قبلی، خواستم بنویسم
یا مکن با پیلبانان دوستی
یا طلب کن خانه ای در خورد پیل
بعد،
یادم افتاد به یکی رفقا
خانوم بود اوشون.
یک زمانی این بیت رو برای ایشون هم خوندم
فکر کنم اقلا سه بار، طی دورانی که هی بود و هی نبود.
و هر سه بار، مصرع اولشو می پذیرفت!
ترک ما می کرد، بی تربیت نشه!
باورتون نمی شه از گردش روزگار ...،
چرخید و چرخید و چرخید تا رسید به اونجا که حالا، فیل که سهل است، ...
برای ما همیشه اما، مصرع اول حاکم بود، همه جا !
برای بقیه مردمان،
مصرع دوم، با اصلاحات!
یا طلب کن خانه ای در خورد ...یر!
ماهی ده ها بار!!!
هعی روزگار...
سرم گیج می ره گاهی. حالم خوب نیست زیاد... دفعه بعد که کار عجله ای آوردند، بر نمی دارم هرچند، تو همین ازدحام کارهاست که خیلی حال می کنم و نبوغمو خودمم می بینم...
+ نوشته شده در سه شنبه ششم آذر ۱۳۹۷ ساعت 18:37 توسط آرش
|