داشتم چاقو را باز می کردم

انگشت کوچیکم فضولی اش گل کرد رفت لای پشت چاقو، 

تیغه هم فنری بود، همچین تعارف نکرد باهاش! یک عالمه خون اومد!

اولین بار بود خون می خوردم! یعنی درد گرفت، فوری کردمش تو دهنم میک زدم، یک حرکت ناخودآگاه،

مزه خون پیچید تو حفره  دهانی ام!

وییییی!

دیگه دستمال گذاشتم و فشار و الخ، تا بند اومد اما فشارش که می دم باز، شروع می کنه به خون اومدن!