شمای عجیب
یک 206 چسبید کنار ماشینم
یک دختره با کلی بوم و کیف و وسایل، از جلوی ماشینم رفت تو خیابون
پسره می خواست سوارش کنه
دختره از جلوی ماشین من، به زور، به یک تاکسی علامت داد و بدّو، رفت سوار تاکسی شد
تا سوار می شد پسره هم ایستاد
می تونست ببینه که مرغ از قفس پریده، سرشو کج کنه و برونه و بره دنبال کسی دیگه...
داشتم فکر می کردم این پسر تاکسی را دنبال می کنه
بالاخره یارو یک جایی که یحتمل محله هم باشه، پیاده می شه
یکم دیگه این اصرار کنه،
ترشحات مغزی اون دختر منتج به این می شه که عجب پسر پیگیر و با پشتکاری است!
نتیجه می گیره این خیلی مرد است! می خواد
نتیجه می گیره که به این آدم می شه تکیه کرد! می شه روش حساب باز کرد! کم محلی منو تاب آورد. دنبالم راه افتاد. صبوری کرد پشت تاکسی! با اخم من ساخت! این خیلی اقاست!
و نهایتا!
...
کی بود می پرسید خر را می شه کرد؟
آره عزیزم، می شه کرد!
آموخته که بشه، خودش دمش رو هم می زنه کنار !
من هیچوقت اینطوری دنبال کسی راه نمی رم. هیچوقت!
چون اعتقاد دارم طرف شعور و شخصیت داره. معتقدم به نه گفتن اون باید احترام بذارم. معتقدم،...
بعضی می گن تنبلم. بی عرضه ام. منتهی،
من اینم!
شاید کم برخوردار اما، کون خر تا حالا نذاشته ام! اینو با شرافت می گم!
شماها عجیبید. خیلی عجیب. به طرز مسخره ای عجیب، غیرقابل پیش بینی، غیرنرمال!
موفق باشید.