شرح اول
عرض به حضور انورتون که، برگشتیم خونه.
یک مدلی، تو کله ام احساس گیجی می کنم همچین!
خعلی روز پر مشغله ای بود، نسبتا
اول از دیشب بگم که مودم سوخت!
یعنی جناب آبجی خانوم خاموشش کرد که زنگ بزنه با مامان صحبت کنه،
زنگ زدن همان و به خواب مرگ رفتن مودم همان! دییییییییییگه روشن نشد!
ایرانسل هم دزد شناخته شده ای است، شارژ داشتم، خط نمی داد
خلاصه، تخت گرفتم خوابیدم ، جاتون تهی!
صبح، آزمون بود. تا دوازده ظهر.
خدایی بد نبود هرچند، ممکنه بازم لیستنینگ من پایین بشه. خعلی نامرد بود! تند تند می خوند!
ولی به نسبت دو بار قبل که آزمون دادم خیلی مرتب تر و با کلاس تر برگزار شد. هد فونی بود و یونیفرم و یک عااااااااالمه دختر!
خدایی ها! عجّب دخترهایی می خوان از مملکت برن! همه قد بلند، قابل ارائه، توپ!
به نظر من که نمایند گان خوبی واسه کشور می شن!
بازم به نظر من ، شورای محترم مثلا نگهبان باید یک کمیته ارزیاب در گیت های خروج از کشور بذاره که اینها ارزیابی کنند بانوان محترم رو و به بعضی ها، حالا یا اونها که خوش تیپ اند، یا بد تیپ ها، اجازه خروج نده!
مگه خودمون چلاقیم که دختر گلمون بره تو خارجه؟
بذارید بد گل تر ها برن!
یا برعکس، بدگل ها، نمایندگان خوبی نمی شن، خوشتیپ ها برن، اولی ها بمونن!
الانه سر یک لنگه پستون گلشیفته چقدر ما سرافکنده ایم؟!
اونها تو کل مملکتشون یک باسن پیدا می شه اسمشو می ذارن جنیفر، یا چه می دونم خانوم گاگا، بعد اونقدر تبلیغش می کنند که فلان مسلمون سست ایمان هم براش فلان می شه! چه وضعشه خب!
بگذریم. بهرحال، خیلی دختر اومده بود آزمون
یکی شونم سر آزمون کلی گریه کرد!
به مراقب التماس می کرد برگه اش رو نگیره! اینقدر با منطق!
باقی اش طلبتون.
خستمه