خب، نشد که بخوابم
اولش که همسایه اومده بود که ماشینمو کجا بذارم جلوی در پارکینگمو ماشین گذاشته اند و الخ.
بعدشم، از بس امروز خوابیدم، خب خوابم نمیومد دیگه!
تااازه بعد ازکلی وقت آبجی زنگ زد احوالپرسون
نمی دونست. همینجوری زنگ زد. منم چیزی نگفتم. بحث آب و هوا بود و الخ.
یکم مال نگاه زیاد به کامپيوتر و موبایل است. حداقل وقتی نگاه می کنم بیشتر می شه.
چه کنیم الان؟ بازم فیلم؟ بازم خواب؟
هنوز ساعت ده نشده است...
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم آذر ۱۳۹۷ ساعت 21:49 توسط آرش
|