خب، شب شد.
یک دیگ ماکارونی بار گذاشتم! مطمئنم خیلی خوب می شه.
اصلا یادم نمیاد آخرین بار کی درست کرده بودم.
ماسک سیب زمینی هم گذاشتمااااا! بار دوم بود! خخخخ
یادمه چشم کسی را وقتی برق جوشکاری می زد، سیب زمینی قاچ می کردند رو چشمش می ذاشتند. منم که چشممو برق نزده بود، از حس خنکای سیب زمینی کلی حال کردم. کلا چیزهایی که تماسشون به چشم خیلی خوشاينده یکی سیب زمینی است و یکی سینه درشت و یکی هم لب داغ!
قلوه ای هاااااا!
آره.
همین.
چیزی دیگه یادم نمیاد که بگم.
کسی سوالی نداره؟
فعلا
هان آها، فرانسه ریخته رو هم! یعنی ها، بازنشسته اومده بود تو خیابون می گفت من قبض هامو هم نمی تونم بدم! خواستم بهتون بگم که فرانسه هم آسمونش همین رنگ آسمون ماست انگار! حالا بعد از شمیم گزارشش را می گیریم.
+ نوشته شده در شنبه هفدهم آذر ۱۳۹۷ ساعت 19:36 توسط آرش
|