مرگ یک گربه
شمیم نخواند، راجع به گربه هاست!
عرض کنم که صبح جلوی ترمینال صفه، یک ماشین رد شد، پشت سرش یک چیزی شبیه پلاستیک که باد بزنه زیرش، رفت تو هوا و پهن شد زمین...
نزدیکتر که رسیدم،
یک گربه بود!
چقدر باحال شوت شد و طی سه سوت، به عالم بالا، بخش حیوانات خانگی، سکونت گرفت!
کلی تلاش کردم که از روش رد نشم.
انداختمش درست وسط ماشینم منتهی،
بعید می دونم زنده مونده باشه!
خیلی تخت خوابید!
خدا رحمتش کناد.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۷ ساعت 7:57 توسط آرش
|