ختم این مقال...
فکر می کنم که عمر این وب به پایان رسیده است
مثل ایام مدرسه که دفترچه ای تمام می شد و دفتر نویی برمی داشتیم،
گمونم، اینو هم باید ببندم همینجا...
جای جدیدی خواهم بود، منتهی، شاید در دنیای word،
شاید یک جای دیگری از بلاگفا
شاید بلاگ
نمی دونم
فقط می دونم اینهمه سکوت سنگین شماها اذیتم می کنه!
دویست لال لایتکلّم!!
حکایت ساده است. مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد است! یکوقت کسی نیست، شکایتی هم نیست، اما یکوقت، بیش از 200 نفر هست، دو نفر زبان دار!
این هم حسن ختام ماجرا:
یکی می ره دم پرنده فروشی، طوطی بخره،
فروشنده، یک جغد بهش می اندازه بجای طوطی
طرف می بره و مدتها باهاش سر و کله می زنه به خیال اینکه حرف زدن یاد می گیره
یکبار یکی ازش می پرسه خب، این طوطی ات، حرف هم می زنه؟
نگون بخت، می گه حرف که نه، اما خوب دقّت می کنه !!!
(اشاره به چشمهای دریده جغد که نماد گووووووش دادن است...)
دقّتتون زیاد،
لال از دنیا نرید، صلوات...
نظرات را باز می ذارم، مراعات بفرمایید...
کسی نظر خصوصی داشت تلگرام، یا واتس آپ، پیام بده
ذیل پستهای دیگه البته نظر خصوصی می تونید بذارید که دیده نشه.
هر طور مایلید.
عزّت زیاد
(اگه دکّون تازه ای زدم به هرکی صلاح دیدم خودم آدرس می دم.
اگه ندادم پس یا نزده ام،
یا نخواسته ام! لطفا پیگیری نکنید)