یاد
یادم افتاد به ناهید. همون خاطره. همون سر دسته دالتون ها از مازندران!
یک فنچ فرزانه هم داشتیم، از شیراز. یادش بخیر اوشون هم
دالتونها،از مزخرف ترین دوستای مجازی بودند. همون خاطره منظورمه. بقیه پشت صحنه بودند. به محض اینکه کسی تازه میومد تو وب، اینها تمام تلاششونو میکردند طرف رو پیدا کنند و بهش بگم مواظب فلانش باشه چون آرش وب نویس فقققط قصدش دادن لنگ حضرات است به بالا!
فکرمیکنم مردهای دور و برشون اینطور بودند باهاشون. گمان کنم!
و فنچ فرزانه،که مخصوص رفتم و شماره اش رو پاک کردم! فکرکنم ایشونم از اون دست ادمهاست که مثل رهگذر، روش نمیشه بگه اقا شماره منو پس بده! درحالی که حقشه اگه بخواد شماره اش دست من نباشه.
رهگذر رو هم الان پاک میکنم
+ نوشته شده در جمعه هشتم مرداد ۱۳۹۵ ساعت 22:1 توسط آرش
|