شعر
شب جمعه است، نثار دل مرحوم خودم
می رم از سر بازارچه خرما بخرم!
اینو جناب رها نوشته بود.
اما بعد
تازه از عروسی برگشتیم
و چه خوب که مشغله ما اینجا به پایان رسید!
می شه خوابید!
چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست...
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۵ ساعت 1:48 توسط آرش
|