شب جمعه است، نثار دل مرحوم خودم

می رم از سر بازارچه خرما بخرم!

اینو جناب رها نوشته بود.

 

اما بعد

تازه از عروسی برگشتیم

و چه خوب که مشغله ما اینجا به پایان رسید!

می شه خوابید!

چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست...