هسته انگور
از بس این روزگار کرم حلزون و جگر استقدّوس الخ و دولخ تبلیغ کردند،
الانه انگور سیاه که می خورم با وجود چندش بودن هسته های درشتش،
دلم نمیاد بندازمشون بره!
میگم همین فردا پس فردایی یکی میاد می گه روغن هسته انگور واسه هزار و یک مرض دواست!
خب خدا هم سرش می شده که اینجوری این هسته رو چپونده توی اون حبّه، پس بذار تفش نکنم!
بعد یک عالمه اش رو جمع می کنم تو دهنم، بعد خیلی با احتیاط، شروع می کنم جویدنشون که روووغنشون در آد!
همچین دهن آدم گس می شه، بعد منصرف می شه از روغن خوری، قورتشون میده!
دوباره حبّة بعدی،
دوباره وسوسه مغز!
من مطمئنم هسته انگور سیاه به یک دردی می خوره! قول می دم!
اقل کم واسه یبوست خوبه!
یا واسه سهولت!
می خورمش!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۵ ساعت 8:9 توسط آرش
|