روزبه!
قرار شده ساعت کارمون رو یک ساعت اضافه کنند،
عوضش وسط روز فرصت بدن که ناهار ابتیاع کرده و میل کنیم.
یعنی ها، روز به روز داریم پسکی می ریم!
روز به روز!
صبح، دو تا احضاریه از دادگاه اومده دم مجتمع
یکی شون، واسه دختر همسایه بوده که علیه آقای خسروی نامی شکایت کرده و هفتم مهر نمی دونم یا ششم مهر قرار دادگاه دارند.
دختره نیم وجب قد داره، یک پرايد، یک عااااااالمه سرخاب ماتیک!
یعنی همچین به خودش می ماله که آدم اگه دو کلام ییهو تو ساختمان باهاش هم کلام نشده باشه سر ماشینش یا شارژ باباش و الخ، می گه ای ها! این الهه زيبایی رو خدا فرستاده واسه ما!
ولی امان از وقتی که به هر دلیل دهنشو پیشت باز کرده باشه و بفهمی که هییییییییییییییچ چیزی تو این آدم نیست که بماند، اصلا وحشتناکه از بلاهت و فقر مغزی!
اون یکی احضاریه، واسه پسر همسایه هست که 750 سی سی مشروب الکلی ازش گرفته اند و 500 هزار تومن جریمه مالی شده
حالا شازده، دانش اموز است!
شارژ ماهانه و مخارج خونه شون، شش ماه به شش ماه عقب است،
به قول امپراتور کوزکو، پسره عنتلیته(؟) گه، مشروب کش است!
هعی. چی بگم.