Papa john,s
قراره فردا ظهر بریم امارات مال.
شب، برج خلیفه،
پنج شنبه هم سیتی سنتر دیره و مال الغریره که نزدیک هتل است.
یکم باید خرید کنم. واسه همکارها، میخوام مربا ببرم! مارکهایی که اونجا نیست! بسته بندیهای کوچیک قشنگ! البته شکلات تلخ هم واسه یکی دو نفر، مازاد بر مربا!
چکارکنم خب! هم شیرینه هم قشنگه هم دونه ای،هم طعم های جدید!
ولش کن اینو
امروز ابوظبی بودیم. دو ساعت با اتوبوس راه بود! خرد شدیم!ناهار، رفتیم papa john,s
فووووووق العاده پیتزای خوشمزه ای داشت!
سیب زمینی اش، بی نهایت خوش طعم بود!
من فقط داشتم هی میگفتم خاک تو سر ما! فقط مصالح رو خراب میکنیم!
مرده شورمونو ببره که هیچ چیز زندگیمون، نه از کردن و دادنش، نه خوردنش، نه هیچ چیزش به ادم نبرده!
یک پیتزای بزرگ با نوشیدنی و سیب زمینی و خدا خدا کیفیت، از پیتزای هتل عباسی ارزونتر شد! خدا بکشه هر الاغیو که نمیذاره ملت زندگی کنند و از زندگیشون لذت ببرند! همونجور که مونوپل بودن صنعت خودرو، باعث شده عوام نتونند ماشین با کیفیت سوار بشن، همون اتفاق تو پیتزا و مرغ سوخاری هم افتاده است!
من با تمام وجودم اینو لمس کردم!
والله نه گوشت حرومی خوردیم نه نوشابه الکلی منتهی، قشنگ مزه رو میشه قیاس کرد. مزه داشتن رو، با مهوع بودن! تفاوت همینقدره!
این یکی دو روز، میخوام یک کفش کاترپیلار بخرم، یک چمدون مسافرتی. یک عالمه هم لباس خریدم این چند روز! البته گویا سرد شده و ما با این لباسها یکراست سرما میخوریم. حالا شاید فردا چیز گرمی هم به چشمم خورد...
عکس پروفایل مال دیشبه.مهمتر از من، پشت صحنه ماجراست. یکم نگاه کنید، شاید ابهههت بعضی تابوها بشکنه براتون...