کم پیش میاد ماها کاری بکنیم و بابامون، ایراد نگیره.

اغلب سر قیمت.

اینباریک کفش کاترپیلار خریدم 330 درهم.

شاید تنها باریه که بابام دیدش،  پرسید قیمتشو، اما غرم نزد که بماند، ابراز خوشحالی کرد!

جالب بود برام. باباش خدابیامرز تو کار کفش و گیوه بود. سرش میشه. 

دلم میخواست اندازه پاشو میدونستم، میخریدم براش. منتهی، واسه خودش نمیخره. میگه گرونه!