زندگی خر تو خر
تازه نشستم
خیلی روزها شلوغ شده است!
تا ناهار خوردم و داشتم یک کوفتی می ذاشتم واسه شام، زنیکه زنگ زده که کلیدم گیرکرده تو در!
دو ساعت طول کشید تا قفل رو باز کردم و دادم بردند تعمیر و برگردوندند
دیگه الان پلو گذاشتم و مرغ هم که داشت می سوخت تقریبا.
کلی ظرف شستم و خلاصه
اصلا چه اهمیتی داره اینها که من می گم
به شدّت خسته ام. یک کوفتی بخورم بخوابم. شب بخیر
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۵ ساعت 21:36 توسط آرش
|