خواری
دارم فکر میکنم که صدام، چرا با اون خفت به پایان رسید؟
چرا ریششو نزد، چکمه هاشو پا نکرد، کلاه کجشو نذاشت و با کلت کمری اش، نیومد جلو؟!
حالا یا میکشتنش، یا میگرفتن بعد میکشتند.
متیجه که یکی بود، چرا اون خفت رو پذیرفت و عین موش تو چاه فاضلاب...
چش شد؟ چی فکر کرد با خودش؟
+ نوشته شده در شنبه یکم آبان ۱۳۹۵ ساعت 17:5 توسط آرش
|