پاسخ به محدثه
کلیت سوالشون این بود که چرا خواهرم رفت خارجه و ایشون چه کار کنه و الخ.
خب، خواهرم رفت چون بعد از فارغ التحصیلی اش سه سال دنبال کار گشت و پیدا نشد براش. البته می تونست تو ایران هم دکتری بخونه یعنی در واقع شغلش این شده بود که هی کنکور امتحان بده! قبول هم شد ولی ماها بهش پیشنهاد دادیم که بره و خارجه تحصیل کنه.
فرقش این بود که ممکن هست فرصت شغلی ای براش باشه، همون خارج،
و فرق بزرگتر این که به لحاظ کیفیت آموزشی خیلی با اینجا فرق داره.
تو ایران دانشجو می شه برده و عمله استاد!
هی نگهش می دارند و مقاله های احمقانه بیرون می دن که چیه، استاد رتبه بگیره و بالا بره.
دانشجو هم علاف است.
حتی همون استاد و همون دانشگاه حاضر نمی شه این دانشجو رو استخدام کنه!
یک بنده خدایی می گفت فلان جا درخواست همکاری داده ام، کلا سه نفر استاد داره، سن بالا!
می گفت اگه یکی شون بمیره کلاً امتیاز اون رشته رو از دانشگاه می گیرند منتهی، حاضر نمی شن نیرو بگیرند!
به نظر من حداقل حسن ماجرا این بود که خواهرم یک دوره زبان می ره!
یعنی تو رشته خودش هم هیچ کوفتی نشه، بالاخره شر یک مقوله ای به نام زبان از سرش کنده می شه!
ماها از کودکی همچنان فرسایشی داریم چندتا درد رو با خودمون می کشیم! یکی اش سکس هست، یکی ندانستن زبان خارجی!
قبول نداری؟
شما هم اگه می تونی جمع کن بساط رو و برو.
قران هم می گه قل سیروا فی الارض!
يعنی تو زمین بچرخ! جاهای مختلف برو. یکجا نمون
منظورش سیزده به در و تعطیلات ایام محرم نبوده!
واسه کار، واسه ازدواج، واسه تحصیل، واسه امور مختلف زندگی، باید که جابجا شد تو کره ارض.
موید باشی
اگه سوال خاصی داری بپرس لطفا جناب محدثه.
در راستای این جابجا شدن، یکی می گفت بیچاره اونها که هشت سال دوران محموتی تو ایران بودند و تازه رفتن آمریکا! یک خل و دیوونه شد رییس جمهورشون!