آلت !
عزیز دلی ، به اسم یک عزیز دیگه ای کامنت گذاشته،
الان از دیروز داره خودشو جر می ده که پاک کن پاک کن!
خب نذار برادر من!
من از کجا بدونم که خودش نظر نذاشته و شما از اسمش استفاده ناجورکرده ای؟!
شاید یک شرط بندی کرده اید که مثلا نظرات شما تایید می شه ولی نظرات اوشون نمی شه! من چرا باعث باخت کسی بشم؟
چون مطمئن نیستم، شرمنده شمام، نمی کنم!
یک زمانی کنار پارک، حوالی پل وحید داشتم با ماشین می رفتم. تقریبا روبه روی رستوران ثانی
توی پارک، یک همهمه ای بود! شلوووووووغ بود. و یک زنه ای، در حالی که عین بید می لرزید کنار خیابون می خواست ماشین بگیره.
من یک لحظه، فکر کردم لابد خطری تهدیدش می کنه که اینطور هراسان و لرزان است، ترمز زدم و سوار شد.
نشست عقب و کلاً رفت زیر صندلی که کسی نبینتش و اومدیم.
تو راه ازش پرسیدم از چی فرار می کنی؟ گفت از شوهرم!
خونه ما تو رودکی بود و اونم می خواست بره سمت ترمینال. یادم نیست رسوندمش یا میان راه پیاده اش کردم و خب خوشحال هم بودم که یک بدبختی رو از دست کینه شوهر گاومیشش نجات داده ام!
فرداش،
واسه رفقا گفتم.
در اولین فرض، یکی شون گفت شاید مجرم بود و داشت در می رفت، تو کمک کرده ای به فرار!
...
محتمل بود!
و من از اون لحظه به بعد دیگه به توهم اینکه جان ضعیفه ای رو نجات داده ام، از خدا طلب بهشت نکردم!!
لذا، پاک نمی کنم نظر محترم رو !
من که آلت دست شما نیستم !
هه هه