بووووووووووووووی فلافل کل واحد رو برداشته!

خخخخخخخ!

اینقدر تند شده، اینقدر تند شده، اینقدر تند شده که شما بگو نشادر!

بخوری تا خود دروازه تهران باید بدوی!

خوبی اش اینه که من تندی دوست دارم! هه هه

 

راستش، دیروز یک لحظه دلم برای خودم سوخت.

وقتی سفره ناهارمو پهن کردم، انگار نصفه شب شده بود.

بعد نگاه ساعتم کردم، پنج و ربع بود.

خب این ساعت کاری، عملا سلامت ما رو نشونه گرفته است!

تصمیم گرفتم ناهار بیارم با خودم

و این روز اولشه!

با اینکه موظف اند ناهار بدن، ولی چون بند قانونی اش رو پیدا نکردیم، اینها به یک نون پنیر بسنده می کنند. یا امروز الویه دادند. گاهی تخم مرغ آب پز. مسخره است به نظرم.

کسی نمی دونه آدرس قانونش کجاست که اگه تا چه ساعتی کارمند رو نگه داری باید بهش ناهار گرم بدی؟