چه عمری رو من بیهوده دارم با شماها سر می کنم!

اون از درخت عرعر، اون از سوزن مافنگی، اون از سرور ملوّن، اون از بقیه!

می دونید، خسته شدم از تعلیم دادن! 

برید بخونید! 

مطالعه آزاد!

سعی کنید بفهمید یکم، شماهایی که یکم نفهمید!

اون خییییییییلی نفهم ها که اصلا خودشونو مخاطب هم نمی دونند، چه برسه بخوان کاری بکنند!

می گفت وقتی اندی(؟) می گه خوشگلا باید برقصند،

هرچی زشت تر از زشته، میپره وسط !

چپکی است.

تا یادم افتاده این جک رو هم بگم و برم.

می گه سه نفر رفته بودند یک جایی دزدی. ییهو حس می کنند کسی داره میاد، می رن داخل سه تا گونی و کنار دیوار آرووووووم می شینند.

صاحب خونه میاد، با لگد می زنه تو گونی اولی، طرف صدای نون خشکه  از خودش در می کنه. یارو می ره.

با لگد به گونی دومی می زنه، اونی که تو گونی بوده صدای گردو از خودش در می کنه، طرف ول می کنه.

با لگد که به گونی سومی می زنه، هیچ صدایی نمیاد

دوباره می زنه، باز صدایی نمیاد

سه باره محکم تر می زنه، طرف که تو گونی بوده دردش میاد، داد می زنه آرده نفهم! آرد! صدا نداره!