زمانه از ورق گل مثال روی تو بست!
نمی دونم چی تو این شعر هست که همیشه یک وقتهایی خاص، می رسم بهش!
امروز، احمد آقا دستش تاولهای عصبی زده بود. برخلاف من که کف دستم می زنه، اون روی دستش بود. یک ناحیه متورم، تاول تاول های کوچیک...
بهش می گم سکس کردی؟
می گه نه
آخه رفته بود تهران
می گم حرص خوردی
می گه خیلی زیاد!
میگم خب نخور! به تخمت باشه!
والله. حواله کنید تا سلامت باشید!
